پیامبرادب فارسی
پیامبر ادب فارسی

اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را بهعنوان استاد سخن میشناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.
افزون بریك دههاست كه با مشاركت نهادها و ارگانهای فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی شناسان هر سال با اجتماع بر تربت استاد سخن سعدی شیرازی با نكوداشت یاداین پیام آور انسانیت به تبیین آرا و اندیشههای شیخ اجل میپردازند.
سعدی كیست؟
در كنار همهاوصافی كه برای سعدی به عنوان شاعر پر آوازهی ایرانی، آورده اند بسیاری سعدی را به عنوان پیام آور انسانیت میشناسند.
سعدی سفیر انسانیت ، همبستگی و همزیستی است .
افراد اندیشمند و ادیبان بسیاری پیش از سعدی شیرازی ظهور كردند اما تاثیر سعدی در عرصه اخلاق و ادبیات ایران و جهان اسلام بیش از همه بوده است.
گذری بر زندگی سعدی شیرازی:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
...............................
الا ایکه بر خاک ما بگذری
بخاک عزیزان که یاد آوری
که گه خاک شد سعدی او را چه غم
که در زندگی خاک بوده است هم
به بیچارگی تن فرا خاک داد
و گر گرد عالم بر آمد چو باد
بسی بر نیامد که خاکش بخورد
دگر باره بادش بعالم ببرد
بزرگی که خود را به خردی شمرد
بدنیا و عقبی بزرگی ببرد
تو آنگه شوی پیش مردم عزیز
که مر خویش را نگیری بچیز
از این خاکدان بنده پاک شد
که در پای کمتر کسی خاک شد
نگر تا گلستان معنی شگفت
در او هیچ بلبل چنین خوش نگفت
عجب گر بمیرد چنین بلبلی
که بر استخوانش نروید گلی
شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی
زندگینامه
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
در این که سعدی از چه سرزمینهایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر است و به حکایات خود سعدی هم نمیتوان چندان اعتماد کرد، زیرا بسیاری از آنها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه، آذربایجان، فلسطین، یمن و افریقای شمالی هم دیدار کرده باشد. او در این سفرهای سخت ماجراهای بسیار از سر گذراند که اسارتش به دست فرانکها و بردگی در کار ساختمان برج و باروی شهر طرابلس از آن جمله است.
پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت میکرد. سالهای باقیمانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربهها و آموختههایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.
سخنان سعدی شیرازی گنج بزرگی از آزادگی ، انسانیت و منش نیک است که برای آیندگان ایران و حتی نسل بشریت باقی مانده است . همچنانکه پیش از سعدی ، فردوسی بزرگ نیز این پندها و آموزه ها را برای جهان باقی گذاشت .
گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست
که با شمشیر میسر نشود سلطان را
عبادت به جز خدمت به خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
بنی آدم سرشت از خاک دارد
اگر خاکی نباشد آدمی نیست
چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج
یک جو نمی ارزد سرای سپنج
چو بیداد کردی توقع مدار
که نامت به نیکی رود در دیار
بد و نیک مردم چو می بگذرند
همان به که نامت به نیکی برند
گلستان سعدی
جناب سعدی بزرگوار برای لحظه مرگ خود خطاب به حضرت حق چنین می فرماید :
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم