از او
الگویی فرهیخته و جاودانه برای زنان عالم ساخت تسليت باد.
آفرینش و زندگی فاطمه این
نکته را به اثبات رساند که می تواناحساسات و انعطاف زنانه را با شعور و درایت حماسی پیوند
زد. می توان از محیط خانه منشأ تحولات اجتماعی و تاریخی شد،می توان
در محراب عبادت با ملک هم نوا گردید و از آنجا می توان اوج اقتدار زنانه را در
خضوع به همسر، پرورش فرزند، خانه داری هدفمندپای به مسجد گذاشت و بلاغت را در ادبیات سیاسی و فرهنگی به
اوج رساند توجه به علم و معرفت و حضور مؤثر در مهم ترین عرصه های حیات سیاسی و
اجتماعی، تعریف کرد و عمر کوتاه زندگی مادی را تا همیشه تاریخ جاودانه ساخت.
« حیا » ، رشحه ای از شرم
والای اوست که بر گُل می نشیند.
« عفاف » ، قطره ای از دریای
موّاج خصال شایسته ی اوست که موج می آفریند .
« کمال » ، سر بر آستان او می
ساید.
« ادب » ، درساز مکتب او می گیرد.
« حجاب » ، از فاطمه آبرو
دارد.
« عبادت » ، انیس شبانه روزی
لحظات فاطمه است.
فاطمه ، « کوثر » همیشه جاری
است.
و فیض خوشان این کوثر،تا
دامنه ی قیامت ، همواره جاری است و نیکی و خیر ، خود را مدیونِ این دریای کَرَم و
ابر کرامت می داند.
درود بر او که گنجینه ی عفاف
است و آیینه ی شرف ، و سرمشق ادب.
فاطمه ، گوهری یکتاست که در
صدف عصمت پرورده شد.
در سوگ زهرای اطهر، آسمان
دلمان ابری و هوای چشمانمان بارانی است.
سلام بر جانِ خدایی فاطمه ،
که فراق پیامبر را بیش از دو ماه تاب نیاورد.
« عفت » اگر معنا یافته است
از رفتار فاطمه است.
« حیا » ، اگر هست یادگار
اوست .
« صبر » اگر در « زینب »
تجلّی یافته ،اثر تربیت « زهرا» است .
« زهد » اگر درسی باشد، باید
در کلاس « امّ الحَسَنین » آموخت.
« عاطفه » اگر مشقی باشد،
سرمشق آن « اُمّ ابیها » است.
کدام فضیلت را می توان نام
برد که نمونه ی اعلایش در حسات فاطمه (س) نباشد؟!
ای زهرای پاک ! ای نمونه ی
بودن ،ای اسوه ی ایمان ، ای گوهر عفّت بر گردن ، ای مرجان های حیا در دامن ، ای دُّرهای
گران بها در سخن ، ای یادگار پدر ، ای همسر علی ، ای مادر زینب !ای دختر عزیز
پیغمبر!
از کلامت،حکمت می بارید و از
رفتارت صداقت و ایمان می تراوید. عبادت قدّیسان را داشتی و سیمای ملکوتی ات، یاد
آور ملکوت خدا بود وعمر خویش را در راه خدا، و زندگی را در مسیر اسلام به سر
آوردی.
نمونه ای از یک همسر و الگویی
برای مادران بودی.
ای زهرای مرضیه در دوران
کوتاه خویش ، آینه ای به بلندای ابدیّت در منظر همکان قرار دادی ، تا « کمال برین
» و « جمال برتر » را در آن بنگرند.
قاطمه ، ای گل پرپرپیامبر،
شقیاق سیلی خورده ی بوستان حق ، مادر عصمت و دختر رسالت و بانوی نمونه ی مکتب،
شفیع ما باش تا در محشر فردا
سربلند باشیم.
از فاطمه اكتفا به نامش نكنید نشناخته توصیف مقامش نكنید هركس كه در او محبت زهرا نیست علامه اگر هست سلامش نكنید.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 1:37 توسط گروه ادبيات
|
اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با
سالروز تولد شیخ اجلسعدی شیرازی
كه فرهنگوران او را بهعنوان استاد سخن میشناسند،یادروز سعدینام گرفته است.
افزون
بریك دههاست كه با مشاركت نهادها وارگانهای فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی
شناسان هر سال با اجتماع برتربت استاد سخن سعدی شیرازی با نكوداشت یاداین پیام آور انسانیت به
تبیینآرا و اندیشههای
شیخ اجل میپردازند.
سعدی كیست؟
در
كنار همهاوصافی كه برای سعدی به عنوان شاعر پر آوازهی ایرانی، آورده اند بسیاری
سعدی را به عنوان پیام آور انسانیت میشناسند.
سعدی
سفیر انسانیت ، همبستگی و همزیستی است .
افراد اندیشمند و ادیبان بسیاری پیش از سعدی
شیرازی ظهور كردند اما تاثیرسعدی در عرصه اخلاق و
ادبیات ایران و جهان اسلام بیش از همه بوده است.
گذری بر زندگی سعدی شیرازی:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم
از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
...............................
الا ایکه بر خاک ما بگذری
بخاک عزیزان که یاد آوری
که گه خاک شد سعدی او را چه غم
که در زندگی خاک بوده است هم
به بیچارگی تن فرا خاک داد
و گر گرد عالم بر آمد چو باد
بسی بر نیامد که خاکش بخورد
دگر باره بادش بعالم ببرد
بزرگی که خود را به خردی شمرد
بدنیا و عقبی بزرگی ببرد
تو آنگه شوی پیش مردم عزیز
که مر خویش را نگیری بچیز
از این خاکدان بنده پاک شد
که در پای کمتر کسی خاک شد
نگر تا گلستان معنی شگفت
در او هیچ بلبل چنین خوش نگفت
عجب گر بمیرد چنین بلبلی
که بر استخوانش نروید گلی
شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله
مشهور به سعدی شیرازی
زندگینامه
سعدی در شیراز دیده به جهان گشود. خانوادهاش از دینآموختگان بودند و پدرش در
دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی
که هنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه
مشهور نظامیه و دیگر حوزههای علمی آن شهر به دانشآموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری
قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی
چون شیخ ابوالفرج جوزی و شیخ شهابالدین سهروردی بهره برد. پس از دانشآموختگی
تصمیم به ترک بغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به
شیراز بازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت.
سعدی دریچه بزرگی از انسانیت را به روی جهان گشود . پند ها و آموزه های او را
میتوان برای همه انسانهایی که جویایی درست زندگی کردن هستند بکار برد . امروزه نیز
بر سردرب سازمان ملل این سخن ابدی سعدی بزرگوار نقش بسته است که مایه مباهات ایران
و ایرانی در جهان شده است :
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
در این که سعدی از چه سرزمینهایی دیدن کرده میان
پژوهندگان اختلاف نظر است و به حکایات خود سعدی هم نمیتوان چندان اعتماد کرد، زیرا
بسیاری از آنها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق،
شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه،
آذربایجان، فلسطین، یمن و افریقای شمالی هم دیدار کرده باشد. او در این سفرهای سخت
ماجراهای بسیار از سر گذراند که اسارتش به دست فرانکها و بردگی در کار ساختمان برج
و باروی شهر طرابلس از آن جمله است.
پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود
بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت
میکرد. سالهای باقیمانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربهها
و آموختههایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و
گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.
سخنان سعدی شیرازی گنج بزرگی از آزادگی ،
انسانیت و منش نیک است که برای آیندگان ایران و حتی نسل بشریت باقی مانده است .
همچنانکه پیش از سعدی ، فردوسی بزرگ نیز این پندها و آموزه ها را برای جهان باقی
گذاشت .
گنج آزادگی و
کنج قناعت ملکیست
که با شمشیر میسر نشود سلطان را
عبادت به جز خدمت به خلق
نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
بنی آدم سرشت از خاک دارد
اگر خاکی نباشد آدمی نیست
چه خوش گفت جمشید با تاج و
گنج
یک
جو نمی ارزد سرای سپنج
چو بیداد کردی
توقع مدار
که
نامت به نیکی رود در دیار
بد و نیک مردم
چو می بگذرند
همان به که نامت به نیکی برند
گلستان سعدی
گلستان سعدی نام کتابی
ارزشمند است که سعدی در میانههای عمر و یک سال پس از نوشتن بوستان
(کتاب نخستش) آن را به نثر روان فارسی نوشت. از نثرهای روان، و بیمانند گلستان است
که آن را استاد سخن میدانند. سعدی در همان ابتدا و در دیباچه گلستان، کتاب خود را
با نثری آغاز میکند که به واقع نشان دهنده چیرگی او در سخنوری و دانش او در واژه
گزینی فارسی است. رفتار شاهان، منش درویشان، مزایای سکوت، جوانی و پیری از جمله
موضوعاتی است که سعدی در هشت باب گلستان از آنها سخن میراند. پایان یافتن گلستان
به دست سعدی برابر است با زمانی که مغولان به وسیله هلاکوخان موفق به فتح بغداد
شدند.
جناب سعدی بزرگوار برای لحظه مرگ خود
خطاب به حضرت حق چنین می فرماید :
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 23:54 توسط گروه ادبيات
|
فردا بيست و پنج فروردين روز بزرگداشت حضرت فريدالدّين ابوحامد محمّدعطّار نيشابوري شاعـــر و عارف بزرگ قرن ششــم هجری شمسی - متـــولد به۱۱۱۹ ميلادي و شهادت به دست سربازان متجاوز مغول در سن بيش از يكصد سالگي در، احتمالا، ۱۲۲۲ ميلادي - است.
حضرت عطار از بزرگترين شاعران و عارفان ايراني و خالق منظومه منطق الطير و داستان كمال جوئي انسان ها به بيان پرندگان در قالب جستجوي پرنده افسانه اي - سيمرغ -است.
حضرت عطار در ظاهر به شغل داروسازي نيز اشتغال داشته است. با يكي از اشعار حضرت عطار ياد او را گرامي مي داريم. جانا، حديث حسنت، در داستان نگنجد رمزي ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد سوداي زلف و خالت، در هر خيال نايد انديشهٔ وصالت، جز در گمان نگنجد هرگز نشان ندادند، از كوي تو كسي را زيرا كه راه كويت، اندر نشان نگنجد آهي كه عاشقانت، از حلق جان برآرند هم در زمان نيايد، هم در مكان نگنجد آنجا كه عاشقانت، يك دم حضور يابند دل در حساب نايد، جان در ميان نگنجد اندر ضمير دلها، گنجي نهان نهادي از دل اگر برآيد، در آسمان نگنجد عطّار وصف عشقت، چون در عبارت آرد زيرا كه وصف عشقت، اندر بيان نگنجد
نمونهي نثر «عطار» از کتاب «تذکرةالاولياء»:
«نقل است که شبي، دزدي به خانهي «جُنيد» رفت. جز پيرهني نيافت. برداشت و برفت. روز ديگر در بازار ميگذشت. پيراهن خود را به دست دلّالي ديد که ميفروخت و خريدار، آشنا ميطلبيد و گواه تا يقين شود که از آن اوست تا بخرد. «جنيد» نزديک رفت و گفت: من گواهي دهم که از آن اوست تا بخريد.»
عطار در نگاه مولانا
مولانادرباره او میفرماید:
هفت شهر عشق راعطار گشت
ماهنوز اندر خم یک کوچهایم
»»»»»»»»»
در احوال و زندگي عرفاني، انقلاب دروني و دگرگوني شخصيت شيخ «فريدالدين عطار»، افسانهاي را نقل ميکنند که بيش و کم شنيده ايم:
«مي گويند روزي «عطار» در دکان عطاري خود مشغول به کار بوده است. درويشي وارد ميشود. چند بار شئِالله ميگويد و از او چيزي ميخواهد. اما «عطار» به درويش توجهي نميکند. درويش ميگويد: «اي خواجه تو چگونه خواهي مرد؟» «عطار» جواب ميدهد: «چنانکه تو خواهي مرد» درويش ميگويد: «تو همچون من تواني مرد؟» «عطار» ميگويد: « بلي» درويش کاسهاي چوبين بر ميدارد و آن را زير سر مينهد و در دم جان ميسپارد. گويند «عطار» را، حال متغير شد، دکان برهمزد و به طريقهي درويشان و عُرفا درآمد.»
«دولتشاه» ميگويد که «عطار» پس از مشاهدهي حال درويش فاني، دست از کسب مال به داشت و به صومعهي شيخالشيوخ، «رکنالدين قدس» رفت که در زمان خود عارف و پژوهشگري بنام بود. او نخست از کردههاي خطاي گذشته توبه کرد و سپس به مبارزه با نفس پرداخت. آنگاه به سلک درويشان پيوست و چند سالي را در حلقهي آنان گذراند. سپس سالياني از عمر خويش را نيز چنان که رسم و سنت سالکان طريقت است در سفر گذراند و در طول مسافرت خويش از مکه تا ماوراءالنهر، بسياري از مشايخ را از نزديک ملاقات کرد.
در مورد چگونگي مرگ او «شيخ بهاءالدين» در کتاب معروف خود «کشکول» اين واقعه را چنين تعريف مي کند:
«زماني که لشکر تاتار به نيشابور رسيد اهالي اين شهر را بيرحمانه قتل عام کرد. در همان زمان، ضربت شمشيري توسط يکي از مغولان بر دوش شيخ خورد که شيخ با همان ضربت از دنيا رفت» و باز نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاري شد شيخ بزرگ دانست که مرگش نزديک است . با خون خود بر ديوار اين رباعي را نوشت :
در کوي تو رسم سرفرازي اين است مستان تو را کمينه بازي اين است با اين همه رتبــه هيچ نتوانــم گفت شايد که تو را بنده نوازي اين است
همچنین گفته اند:
مغولی می خواست او را بکشد شخصی گفت: این پیر را مکش که به خون بهای او هزار درم بدهم. عطار گفت : مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خون بهای اویک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود:به فروش که بیش از این نمی ارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را هلاک کرد.
به مناسبت روز ۲۵ فروردين ماه که در تقويم رسمي کشور به نام «عطار» نيشابوري نامگذاري شده، همه ساله مراسم بزرگداشت اين شاعر و عارف نامي در اين شهر برگزار مي شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 22:44 توسط گروه ادبيات
|
بر محمد و آل
محمد،آن اوصیاء پسندیده رحمت فرست و بر همه پیامبران و فرستادگانت به بهترین رحمت
هایت و برکت ده
برایشان به بهترین برکاتت و بر جسم و جانشان رحمت فرست.
خدایا؛
برمحمد و آل محمد
برکت ده و به ما در این روزی که برتریش دادی و گرامیش نمودی وشرافت و بزرگیش
بخشیدی برکت ده.
خدایا؛
مرا در آنچه بر
منعطا فرمودیبرکت ببخش تا به غیر از تو دیگری را شکر نگویم و
درروزیم گشایش و
وسعت ده ای صاحب بزرگی و بزرگواری.
خدایا؛
هر چه از من نهان
باشد، پس کمک و نگهداری تو از من نهان مباد و هر چیز راگم کنم،پسمبادا گم کنی از
منیاریت را تا به رنج و زحمت نیفتم برای آنچه محتاج آن نیستم ای صاحب بزرگی و
بزرگواری.
{اللهم صل علی
محمد و آل محمد الاوصیاء المرضیین و علی جمیع انبیاءک و رسلک با فضل صلواتک و بارک
علیهم با فضل برکاتک و صل علی ارواحهم و اجسادهم،اللهم بارک علی محمد و آل محمد و بارک لنا فی یومنا هذاالذی
فضلته و کرمته و شرفته و عظمت خطره ،اللهم بارک لی فیما انعمت به علی حتی لا اشکر احداغیرک و وسع
علی فی رزقی یا ذاالجلال و الا کرام، اللهم ما غاب عنی فلا یعیبن عنی عونک و حفظک
وما فقدت من شی فلاتفقد نی عونک علیه حتی لا اتکلف
ما لا احتاج الیه یا ذا
الجلال و الا کرام }
این دعا از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است
و شگفت که ظریفترین و بدیع ترین مفاهیم عرفانی به بهترین شکل در آن گنجانده شده است و نشان دهنده قداست
نوروز و پیوند همیشگی زندگی ایرانیان با خدا، توحیدو عرفان است.
حضرت امام خميني(ره) درباره آئين باستاني
عيد نوروز شعري سروده است. شعر امام از نظر شيوه سبك عراقي است در اين سبك شعر از سطح به عمق راه يافته و زيبايي هاي جان
را توصيف مي كند. از اينروست كه بيشترين سروده هاي عرفاني فارسي در اين قالب
سروده شده است.
باد نوروز وزيدست به كوه و صحرا
جامه عيد بپوشيد چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست
نازم آن مطربِ مجلس كه بُوَد قبله نما
صوفي و عارف از اين باديه دور افتادند
جام مي گير ز مطرب كه روي سوي صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
منِ سرمست ز ميخانه كُنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غني و درويش
يارِدلدار ز بتخانه دري را بگشا
گر مرا ره به در پير خرابات دهي
به سر و جان به سويش راه نوردم، نه به پا
سالها در صف ارباب عمائيم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا
آنچه بر سر
خوان نوروزی گذارده می شود به غیر از هفت سین آینه و شمعدان و طبعا"
شمع های فروزان ، نان ، نارنج غوطه ور در آب ، شیرینی ، سکه ، سبزی خوردن ،
تخم مرغ رنگ کرده ، ماهی قرمز ، اسفند، و گلدان سمبل است.
ابتدا بپردازیم به
هفت سین که گفته اند شش نشانه است از برتری اهورامزدا بر اهریمن.
سیب : نماد
زایندگی و عشق است .
سنجد : سنجد
میوه درخت کنار است که وقتی بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده
قوای احساسی انسان است و معتقدند که موجب عشق انسانها به یکدیگر می شود . به
همین دلیل سنجد هم سمبل عشق است.
سرکه : نماد
صبر و شکیبایی است.
سیر : نماد
تندرستی است.
سبزه : نماد
باروری و نوزایی است.
سماق:
درباره سماق گفته شده به رنگ خورشید در حال طلوع است و مظهر طلوع و آغاز دوباره
است.
سمبل : آب
سمبل روشنى دل مىباشد که مظهر ایزد بانوى نیرومند آبها اناهیتاى بزرگ مىباشد که
مقامى بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد. اناهیتا ایزدبانوى عشق،
بارورى، آب، برکتبخشى و پیروزگرى است.
آینه : آینه
نمادی از به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است . دقیقا" آن چیزی که در
لحظه سال نو توصیه شده و در آن لحظه بی همتا که گذشته و آینده به هم پیوند می
خورد باید نظری کرد به خویشتن خویش.
ماهی : نماد
زایش، تازگى ، شادابى و تکاپو است.
شمع : مظهر
فروغ و روشنایی است.
سکه : نشان
ثروت و دارندگى است.
اسپند : به
معناى مقدس و نماد دورکنندهى چشم بد است.
شکر و
شیرینى : براى شیرینکامى همیشگى افراد خانواده است.
نارنج :نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روى آب است. در اسطورهى آفرینش آمده است که
پروردگار آب را آفرید و سپس عرش خود را بر آن بنا نهاد.
تخممرغ :
نماد آفرینش، نطفه و بارورى است.
نان :نشان
برکت و رونق روزی است.
درباره سفره
هفت سین همچنین گفته شده است که سینها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار
و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، و بخشش هستند.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 1:20 توسط گروه ادبيات
|
یکی از عوامل بسیار مهم در فرآیند آموزش و
یادگیری موثر و همچنین حفظ و تداوم آن ارزشیابی از آموخته های دیگران است و این
ارزشیابی زمانی اثر بخش و پایدار می باشدکه مجموعه سوالات هر آزمون بر اساس
معیارهای صحیح علمی و استاندارد تهیه شود و با توجه به ناهمگونی های متعدد و دخالت
سلایق فردی و احتمالا عدم آشنایی بعضی از طراحان سوالات امتحانی با ابعاد فنی
مسئله و عدم رعایت حیطه های شناختی و استفاده از تمام فصول کتاب در طراحی ،
پیامدهای منفی حاصل از آن بر امر ارزشیابی آثار سوئی به همراه داشته است که مورد
توجه متخصصین فن و اساتید علوم تربیتی و سنجش و اندازه گیری قرار گرفته است . لذا
در این مقاله سعی شده اصول طراحی سوال در سه محور 1- ملاک های فنی سوالات
2- ادبیات سوالات 3- مشخصات ظاهری سوالات به تفصیل شرح داده شود و
برای یادآوری همکاران عزیز حیطه های شناختی در جدولی( جدول 1/1 ) ضمیمه گردد.
ملاک های فنی
سوالات {لازمه اینکار ، مشخص بودن نوع سوال و سطح یادگیری مورد
سنجش سوال و ... است . یعنی رعایت سطوح حیطه های شناختی ، عاطفی ، روانی – حرکتی و
در بخش حیطه شناسی بر رعایت طبقات دانش – درک و فهم – کاربرد –تجزیه و تحلیل-
ترکیب و ارزشیابی توجه شود }
1-سوالات از ساده به مشکل تنظیم شود .
2-از انواع سوالات استفاده شود .( حداقل 5 نوع)
از جمله سوالات امتحانی می توان عینی و انشایی را بر شمرد.
در سوالات عینی ارزشگذاری یا تصحیح آنها ، به دور از حب و
بغض قضاوت و نظارت شخص مصحح انجام می گیرد.
مانند سوالات چند گزینه ای – صحیح و غلط- کامل کردنی – جور
کردنی – تلفیقی صحیح و غلط تصحیح کردنی
در سوالات کامل کردنی باید :
1-کلمه یا عبارت حذف شده از مفاهیم با ارزش جمله باشد.
2-در سوال بیش از یک جای خالی گنجانده نشود و جای خالی در
وسط یا آخر جمله باشد.
3-فقط یک پاسخ معین ومشخص داشته باشد.
در سوالات جور کردنی باید:
1-تعداد پاسخ ها بیش از سوالات باشد.
2-سوال و پاسخ بصورت مختصر نوشته شود .
3-به منظور اینکه پاسخ سوال ها به راحتی پیدا نشود ، سوالات
باید با یکدیگر متجانس باشند .
تلفیقی : در این نوع سوال از دانش آموزان خواسته می شود در
صورت غلط بودن عبارت صحیح را در قسمت مربوطه بنویسد.
سوالات انشایی نیز به دو دسته کوته پاسخ و گسترده پاسخ
تقسیم می شوند.
در سوالات کوته پاسخ
پاسخ سوال تا حدی محدود است و بر مبنای الگوی تعیین شده
مشخص و تهیه می شود.
در سوالات گسترده پاسخ
آزمایش شونده به پیروی از الگوی مشخصی موظف نیست و در نحوه
تنظیم و ارائه پاسخ ، آزادی کامل دارد .
در اینگونه سوالات طول پاسخ و زمان لازم برای آن از طرف
طراح تعین می شود
3- سوالات همنوع (مانند چند گزینه ای و جور کردنی و...)
پشت سرهم قرار گیرند و دستور کار لازم را داشته باشند .
4-هر سوال به طور مستقل فقط یک هدف آموزشی خاص را مورد سنجش
قرار دهد . ( و در نوشتن سوالات پایانی ، باید اهداف مهم تر آورده شود) یعنی پاسخ
به سوال و یا بخشی از سوال مشروط بر پایان سوالات دیگر نباشد.
5-هر سوال در سنجش یک هدف آموزشی بدون تکرار طرح شود (یعنی
هر سوالی باید برای یک هدف خاص طراحی گردد)
6-بارم هر سوال با جواب مورد انتظار متناسب باشد.
باید نمره داده شده به سوالات با پاسخ های مورد پیش بینی ،
هم سنگ باشد . بعبارت دیگر بارم سوال با توجه به اهمیت هدف مورد سنجش و میزان پاسخ
پیش بینی شده هم ارزش باشد . بنابر این به سوالی که هدف آموزشی مهمی را می سنجد
ومیزان پاسخ مورد نظر هم نسبتا زیاد است باید نمره بیشتری تعلق بگیرد و بالعکس.
نمره گذاری و بارم بندی بر دو نوع است.
1-نمره گذاری تحلیلی که بر نکات یا اجزای خاص پاسخ تکیه می
کند.
2-نمره کذاری کل نگر که
تمامیت پاسخ را بصورت یک کل در نظر می گیرد.
7- در تدوین سوالات
بودجه بندی کتاب رعایت شود .
8- متن سوال
راهنمای پاسخ آن سوال یا دیگر سوالات نباشد .(هر پرسش باید از پرسش های دیگر مستقل
باشد و پاسخ هیچ پرسشی نباید از روی متن یا گزینه های پرسش های دیگر حدس زده شود
.)
9-سوالات با عبارتی دقیق گویا و دور از ابهام طرح شوند.
اصول ساده نویس و روشنی در بیان سوال اهمیت خاصی دارد .
طرز بیان سوال باید چنان باشد که آزمایش شوندگان کاری راکه باید انجام دهند را
بفهمند . به بیان دیگر عدم پاسخ گویی دانش آموزان باید صرفا به دلیل نداشتن دانش و
مهارت لازم در مورد فرآیند یادگیری مربوط به سوال باشد نه عدم توانایی در درک
مفهوم سوال .
10-در طراحی سوالات به متن کتاب و محتوای اصلی درس تاکید شود
. تا میزان پاسخگویی دانش آموزان بیانگر درجه توان و عملکرد تحصیلی وی در آن باشد
و دانش آموزان را از حفظ طوطی وار محصور شدن در قالب مطالبی که فهم و یادگیری او
را در حد ضعیفی نگه دارد خودداری شود . چنانچه نیاز به انعکاس سوال یا سوالاتی که
تمرین کتاب یا .... باشد ، تغییراتی جزیی در آن ضرورت دارد و هیچ سوالی نباید خارج
از کتاب باشد.
11-برای سوالات انشایی
دامنه و حد در نظر گرفته شود .
زمان و رشد سنی دانش آموزان را باید در نظر گرفت و حدود و
اندازه تقریبی و طول هر پاسخ سوال انشایی از طرف طراح مشخص و تعیین شود .
12-در توزیع بارم هر سوال به قسمت های مختلف پاسخ آن دقت شود
.
نمره اختصاص داده شده به هر سوال می بایست با اجزای تقسیم
شده اش متناسب باشد . مثلا برای یک سوال 3 جزیی نمیتوان 1 نمره در نظر گرفت.
13-سوالات از نظر علمی صحیح طرح شوند.
سوالی از نظر علمی صحیح است که در مورد صحت و سقم پاسخ آن
بین مصححان اتفاق نظر وجود داشته باشد و سوالی که بدنه ( صورت مسئله) آن غلط باشد
، یک سوال علمی نیست.
14-سوالات از قوه تمییز و مناسب برخوردار باشند .
حساسیت سوالات طراحی شده باید به گونه ای باشد که دانش
آموزان موفق را از دیگر داننش آموزان جدا سازد.
15-سوالات باید از اعتبار لازم برخوردار باشد.
اعتبار یعنی اگر یک آزمون دو بار در مورد یک آزمودنی بکار
رود نتایج تقریبا یکسانی به دست می آید می توان گفت که اعتبار یکآزمون ثبات و پایایی
نتایج آن در اجراهای متعدد است.
16-نوع سوالات با سطح یادگیری مورد سنجش و اهداف امتحان ، هم
خوانی داشته باشد.
17-سوالات از روایی لازم برخوردار باشند .
روایی یعنی آزمون چیزی را اندازه بگیرد که برای آن ساخته
شده است . مثلا آزمونی که برای اندازه گیریمعلومات دانش آموزان در درس ریاضی ساخته
شده نباید معلومات آنان را در ادبیات فارسی اندازه بگیرد.
انواع روایی : 1- روایی ظاهری 2- روایی محتوایی 3- روایی
هم زمان 4- روایی پیش بین 5- روایی سازه (روایی مفهومی) شاید توضیح بیشتری
بخواهد..
18-در سوالات چند قسمتی
باید سوالات به گونه ای طرح شوند که هر قسمت دارای پاسخ مجزا باشد و عدم پاسخگویی
به یک قسمت دانش آموزان را از پاسخ به قسمت های دیگر محروم نکند.
19- زمان
اختصاص داده شده به پاسخگویی به سوالات یکامتحان توسط طراح بر اساس سطح دشواری
سوالات و بار در نظر گیری تمام عوامل فیزیکی و شرایط برگزاری امتحان اختصاص داده
شود .بدیهی است که زمان منظور شده در یک امتحان از مجموع زمان های محاسبه شده تک
تک سوالات بر اساس پیش بینی زمان لازم شده توسط دانش آموزان برای پاسخ به هر سوال
طبق راهنمای تصحیح سوالات انجام می شود .این زمان شامل: زمان لازم برای خواندن
سوال + زمان لازم برای تفکر و یادآوری پاسخ + زمان لازم برای نوشتن پاسخ +بازنگری
آن خواهد بود .(متناسب با توانایی دانش آموز متوسط است)
20-از دادن سوالات اختیاری خودداری شود.
21-چنانچه پاسخگویی به سوال یا سوالاتی نیاز به دستورالعمل
جداگانه یا استفاده از ابزار خاصی دارد ، طراح نسبت به درج نکات لازم قبل از سوال
یا سوالات مورد نظر ترجیحا در ابتدای سوالات امتحانی بعد از مندرجات سر برگ با
رعایت قوانین مربوطه در این زمینه اقدام نماید.
22-چنانچه برای پاسخگویی به سوالی نیاز به مقیاس – درجه –
تعداد و یا بیان ویپگی خاصی است حتما در دنباله سوال آورده شود .
23-چنانچه پاسخ سوالی از منبع خاصی مد نظر است در متن سوال
بهمنبع مورد نظر اشاره شود .
24-سقف حداقل و حداکثر تعداد سوالات امتحانی با توجه بهنوع
درس – حجم و اهمیت محتوا- سطوح یادگیری مورد سنجش نوع سوال- زمان مناسب پاسخ به
سوالات و شرایط سنی دانش آموزان تعین گردد.
بدیهی است سقف حداقل و حداکثر سوال در امتحانات دروس مختلف
یکسان نخواهد بود ولی حداقل تعداد 12 و حداکثر 25 سوال پیشنهاد می شود . ( کم بودن
تعداد سوالات باعث بالا رفتن بارم و از دست دادن نمره و زیاد بودن تعداد باعث
خستگی دانش آموزان و تصحیح مشکل اوراق امتحانی می شود)
25-فهم نهایی سوالات امتحانی قبل از ارسال توسط طراحبازنگری و
چنانچه نیاز به اصلاحات داشت ، به موقع اقدام شود .
26- ارزش نمره ای هر سوال با توجه به سطوح یادگیری مورد
سنجش حداقل 25/. برای سوال آسان و حداکثر 4 نمره برای سوالات سطوح بالاتر منظور
گردد . در مواردی که سوال چند قسمت دارد نباید ارزش نمره ای هر قسمت از 25/. کمتر
تعین شود.
27-تقسیم بندی سطح دشواری سوالات بر اساس ملاک های مهم از
جنبه سطوح یادگیری مورد سنجش در حیطه شناختی صورت گیرد . بعنوان مثال در یک امتحان
برای تعین سطح دشواری امتحان ممکن است پیشنهاد شود :
1-سوالات طبقه دانش (آسان )2- سوالات طبقه درک و فهم (متوسط
پائین)3- سوالات طبقه کاربرد و تجزیه و تحلیل(سطح بالا) 4- سوالات طبقه ترکیب و
ارزشیابی (دشوار) بدیهی است این تقسیم بندی بنابرماهیت محتوا در
دروسی مختلف تغییر می کند.
سطوح ارزشیابی / سطوح حیطه شناخته
/
توزیع درصد سوالات
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 2:19 توسط گروه ادبيات
|
نکته: در امتحان 15 نمره ای دامنه نمره را در 3 ضرب
می کنیم
4
28-سطح دشواری سوالات امتحانی ، از قبل توسط طراح سوال بصورت
نظری و مطابق با اهداف امتحان و با توجه به موارد زیر تعین می گردد. 1- سوالی
دشوار است که تا 25/. دانش آموزان بتوانند به آن پاسخ صحیح دهند .2- سوالی متوسط
محسوب می شود که 26 تا 50 درصد دانش آموزان بتوانند به آن پاسخ صحیح بدهند. 3-
سوالی آسانمحسوب می گردد که بیش از 75/. دانش آموزان بتوانند به آن پاسخ صحیح
بدهند.
29- فرم کلی سطح دشواری سوالات امتحانی بر اساس 20/.
آسان 30/. متوسط پائین و 30/. متوسط بالا و 20/. دشوار طراحی می شود بدیهی استکه
این فرم می تواند بر اساس اهداف امتحان و .... تغییر یابد.
سطح دشواری سوالات را می توان بصورت زیر تعین کرد:
عامل حدس + 1
= P یا درصد احتمالی پاسخ تصادفی +
100/.پاسخ های دست به سوال = P
22
نوع سوال
2 گزینه ای
3 گزینه ای
4 گزینه ای
5 گزینه ای
کوتاه پاسخ و کامل کردنی (تشریحی)
درصد احتمالی پاسخ درست
50/.
33
25
20
0
مثلا برای سوال صحیح و غلط احتمال اینکه جواب درست یا غلط
بدهند 50/.
پس ضریب سختی 75/. = 50/. + 1
2
ادبیات سوالات
1- متن سوالات از
غلط املایی محفوظ باشد.
یک ورقه امتحانی ضمن اینکه وسیله ای برای برآورد میزان
یادگیری دانش آموزان می باشد ، بطور غیر مستقیم خود نیز یک وسیله آموزشی محسوب می
شود . وجود غلط املایی در متن سوالات ارزش غیر مستقیم ورقه امتحان را کم خواهد
کرد.
2- از نشانه ها و نقطه گذاری ها و رسم الخط صحیح
استفاده شود :
برای بیان دقیق طرح لازم است از نشانه ها مثل علامت سوال
ویرگول ، تعجب ، پرانتز،خط تیره و غیره استفاده کرد.
3-از جملات کوتاه و روان استفاده شود . به طوری که دانش
آموزان آگاه به محتوای درس با صرف حداقل زمان ممکن به منظور و هدف سوالی پی ببرند
متن سوال با بیانی کاملا ساده و روشن و دور از ابهام نوشته شود و از بکار بردن
کلمات و عبارات دشوار در سوال و طولانی نمودن سوال که باعث می شود دانش آموزان
نتوانند مهارت و توانایی خود را ظاهر سازند خودداری شود.
4-نکات دستوری در تهیه و تنظیم سوالات رعایت شود .
رعایت نکات دستوری به فهم بهتر سوال کمک خواهد کرد . برای
درک معنا و مفهوم و منظور طرح علاوه بر رعایت نشانه گذاری نکات دستوری مثل بکار
بردن ارکان صحیح جمله (فاعل + مفعول+ فعل) (مسندالیه + مسند + فعل
ربطی) و غیره ..... مد نظر قرار گیرد.
مشخصات ظاهری سوالات
1-مشخصات سربرگ رعایت شود .
1-نام و نام خانوادگی 2- شماره دانش آموزی 3- نام درس 4 - پایه تحصیلی
5- نام آموزشگاه 6 - استان 7- ناحیه 8- نوبت امتحانی 9- مدت امتحان 10- تعداد صفحات
سوالات 11- تاریخ امتحان 12- نام طراح
موارد 7-1 موجب راهنمایی و تسریع در امور می گردد.
10-8 باعث سهولت در رسیدگیبه اعتراضات دانش آموزان می شود
مورد 10- باعث می شود دانش آموزان با اطلاع از زمان مربوط
طوری وقت خود را تنظیم کنند که حداقل دچار کمبود زمان پاسخگویی نشوند.
مورد 11 – صفحه بندی مرتب ، توجهدادن آزمودنی در پائین صفحه
به صفحه بعد و درج عبارتی مانند پایان یا موفق باشید در انتهای صفحه آخر – تعداد
صفحات سوالات دقیقا مشخص شود تا اگر صفحه ای کم یا تکراری قرار داده شده باشد ،
دانش آموز یا مسئولین برگزاری مطلع و نسبت به رفع آن بکوشند.
2-فضای کافی و مناسب برای پاسخ سوالات در نظر گرفته شود .(در
صورت نداشتن پاسخنامه) باید فضای لازم متناسب با پاسخ هر سوال در نظر گرفته شود تا
مشکلاتی برای دانش آموزان و مصصحان ایجاد نشود . چنانچه پاسخ سوالی می بایست به
صفحه دیگر انتقال یابد حتما دستور کار مربوط به انتقال پاسخ سوالات در زیر هر سوال
باید در سر برگ سوالات آزمون قید گردیده باشد.
3-سوالات خوانا باشد.کیفیت
تایپ ، خوانایی خط و شیوایی سوالات مطلوب باشد.
4-سوالات باکیفیت بالا تکثیر شود . کم رنگ
بودن سوالات ، چاپ نشدن ابتدا و انتهای سوالات اثرات منفی در پاسخگویی دانش آموزان
دارد( لذا ضرورت دارد طراح نظارت و کنترل لازم را بر کیفیت تکثیر سوالات قبل از
برگزاری امتحان داشته باشد)
5-بارم سوالات در سمت چپ ورقه قید گردد. بارم هر سوال
فقط در سمت چپ ورقه امتحان نوشته شود . چنانچه در زیر سوال یا بالای سوال درج گردد
مشکلاتی در آزمون پدیدار خواهد کرد خصوصا درس ریاضی.
6- مجموع نمرات سوالات با نمره اختصاص یافته به ورقه مطابقت
داشته باشد.باید بارم تک تک سوالات با جمع بارم کلیه سوالات هم
خوانی و مطابقت داشته باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 2:14 توسط گروه ادبيات
|